حاج ملا هادي السبزواري

152

شرح مثنوى

از تو رسته است : در حديث است اِنّما هِيَ أَعْمالُكُمْ تُرَدُّ اِلَيْكُمْ ( 1 ) و اينها كه مىفرمايد احقاق تجسم اعمالست كه محققين مليين قائلند و احقاق معاد جسمانى است كه ضرورى دين مبين است و بعضى از متفلسفه منكرند ليكن روحانى قائلند و لذايذ و ملذّات و آلام و مؤلمات و ملتذّ و متألَّم همه را روحانى دانند و صوريه را قائل نيستند و لذّت چون لذايذ عقليه روح وصال مجردات و الم چون اندوه فراق آنها را قائلند نه چون لذّت لقاى حور و قصور و طعم انگبين و لحوم طيور و نه چون و جع جرح و تفرّق اتّصال و سمّ عقرب و زنبور و حق جمع بين معادين است روحانى و جسمانى چنان كه محققين ملت و حكمت و اهل معرفت جميعاً قائلند به هر دو چه انسان را چنان كه معنى و صورتى است هر يك را در خور خود غايتى است غايت كاملين و بالغين از مقرّبين مساوى با كاملين غير مقرّبين نخواهد بود چنان كه مجازات ناقصين و مقصّرين مساوات با اينان ندارد اين است كه حق تعالى در سورهء واقعه محشورين را سه قسم كرد : مقرّبين و اصحاب يمين و اصحاب شمال و مجازات را هم سه بخش فرموده و آن چه مولوى فرموده از لوازم لطفيه و قهريه همه جسم و جسمانى است چه جسم طويل و عريض و عميق است و اين در حور و قصور و حيّه و زنبور مثلًا هست و همچنين در عوارض آن چه معتبر است از صورت و فعليت همه در كيفيات محسوسهء آنها هست و شيئيّت شىء به صورت و فعليّت است و تفاوت ميانهء صور اين عالم و آن عالم نيست مگر به تماميت آنها و نقص اينها و به اينكه آنها اجسام و صور برزخيه و اخرويه‌اند و اينها اجسام و صور دنيويه‌اند و البته دنيا بايد خراب شود و منقطع شود و اين تفاوت از خاصيات تفاوت نشآتست كه هر نشاه اى را خاصيّتى است كه اگر نبودى آن نشاه نشدى و علاوه بر بودن شيئيّت به صورت و فعليّت بدان كه تشخّص به روح است و روح محفوظ است چنان كه اينجا با تفاوت عظيم به حسب انسان اربعه از صبا و شباب و كهولت و شيخوخت چون نفس ناطقهء او يك شخص از نفس است اين انسان جسمانى يكى است گو مراتب امتيازى داشته باشند كه تشخّص و هويت غير امتياز است و اگر با التزام جسميت و انحفاظ صورت و معنى تزلزلى داشته باشند در جسمانيت بايد استمداد از حق بجوييد « اِتَّقُوا الله وَيُعَلِّمُكُمُ الله » 2 : 282 ( 2 ) و به نفس بگويند ما قيل اقول لها إذا جشأت و جاشت مكانك تحمدى او تستريحى و اگر وهمى توهّم روحانيت بكند درين تحقيقات رجم اين شيطان بكنند به اينكه قائل به روحانيت اصلا قائل به صور جزئيه نيست نه در جانب مدرك و در طرف مدرك بلكه به معانى

--> ( 1 ) علم اليقين ، ج 2 ، ص 884 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 282 . .